کارگاههای مهارتهای فرزندپروری (PSW)
✅ سرفصل و جزئیات آموزش
آنچه یاد خواهید گرفت:
- این کارگاهها برای کمک به والدین طراحی شدهاند تا مهارتهایی را برای درک و ارتباط با فرزندانشان بدست آورند. هر هفته تکالیفی دارید که باید انجام دهید.
- موضوعات مورد بررسی شامل درک رفتار و بدرفتاری کودک، احساسات و مراحل رشد، تشویق و گوش دادن انعکاسی است.
- تنبیه مؤثر برای هر والدینی چالشبرانگیز است. فرزندپروری در واقع یک رابطه است و همه ما میدانیم روابط به تلاش مداوم نیاز دارند.
- والدین بینقص وجود ندارند. فرزندپروری دشوارترین و در عین حال مهمترین کاری است که انجام خواهید داد.
- از شما به عنوان والدینی که میخواهند مهارتهای فرزندپروری خود را بهبود دهند، سپاسگزاریم. فرزندان شما هم از شما متشکر هستند!
پیشنیازهای دوره
بدون پیشنیاز
توضیحات دوره
والدین بینقص وجود ندارند. فرزندپروری دشوارترین و در عین حال مهمترین کاری است که انجام خواهید داد.
در زندگی و ارتباط با فرزندانمان، میخواهیم هم آنها را دوست داشته باشیم و هم آنها را تنبیه کنیم. همچنین میخواهیم آنها خودشان را دوست داشته باشند. اهداف تنبیه و عشق در واقع یکی هستند.
توانایی کودک برای اهمیت دادن به داشتن خواب کافی و همنین همکاری و صداقت ناشی از روشی است که از آنها مراقبت میکنیم. به عنوان مثال، کودکان از تجربههایشان از مراقبان خود یاد میگیرند چگونه به خود اهمیت دهند. فقط کسی میتواند به دیگران اهمیت دهد که در مرحله اول به خودش اهمیت میدهد.
مقدمه:
تنبیه مؤثر برای هر والدی چالشبرانگیز است. فرزندپروری در اصل نوعی رابطه است و همه میدانیم که روابط به تلاش مداوم نیاز دارند.
یکی از دلایل چالشی بودن فرزندپروری این است که هر کدام از ما صفات ذاتی داریم که میتوان آنها را به عنوان مزاج توصیف کرد. هر کدام تواناییهای فکری و جسمانی خاص خود را داریم. اما چگونگی توسعه این صفات تقریبا به طور کامل به چگونگی رفتار با ما بستگی دارد.
اخیراً روانشناسان به کودکان "تابآور" علاقهمند شدهاند، کودکانی که علیرغم مواجهه با فشارها و مشکلات، به افراد شاد با بهرهوری بالا تبدیل میشوند. مطالعات نشان دادهاند که برخی "عوامل بهرهوری" در محیط خانه این کودکان وجود داشتهاند که رشد سالم آنها را تضمین کرده است. این کودکان در سالهای اولیه خود عشق و راهنمایی مداوم حداقل از یک نفر دریافت کردهاند. آنها آموختهاند کسی وجود دارد که میتوانند به او هم برای عشق و هم برای محدودیتها تکیه کنند.
این مطالعه نشان داده والدین میتوانند به طور فعال محیطی فراهم کنند که کودکانشان در آن رشد کنند. این یافته از این ایده که با نوع درست پرورش، کودکان حتی میتوانند بر شدیدترین فشارها غلبه کنند، قویا پشتیبانی میکند.
این کارگاهها برای کمک به والدین طراحی شدهاند تا مهارتهای درک و ارتباط با فرزندانشان را بسازند. هر هفته تکالیفی دارید که باید انجام دهید. در این کلاس دفتر کارهایی دارید که برای کمک به شما در انجام تکالیف طراحی شدهاند. این تکالیف به شما اجازه میدهند تمرین کنید و مهارتهای فرزندپروری مورد بحث در کلاس را یاد بگیرید.
هفته اول: درک رفتار و بدرفتاری کودکان
اگر بتوانید به یاد بیاورید هنگام تنبیه به عنوان کودک چه احساسی داشتید، فرزندانتان را بهتر درک خواهید کرد. شما نه تنها میتوانید از اشتباهات والدین خود، بلکه از کارهای مؤثر آنها نیز بهره ببرید. چند دقیقه وقت بگذارید و به سوالات این جزوه پاسخ دهید.
بدرفتاری
یکی از دلایل اصلی بدرفتاری کودکان جلب توجه والدین است. توجه دریافتی معمولاً منفی، به شکل خشم و نارضایتی است. اما برای کودک این توجه منفی بهتر از بیتوجهی کامل است. به همین دلیل، نظر دادن درباره آنچه خوب انجام میدهند یا رفتارهایی که میخواهید ببینید و همچنین گذراندن زمان با کیفیتی هر روز با فرزندانتان، اهمیت دارد. چه این زمان را به خواندن کتاب برای آنها، چه بازی کردن یا تماشای ویدئو با آنها بگذرانید. این کار باعث میشود کمتر احساس کنند برای دیده شدن باید رفتار نامناسب داشته باشند.
زمانی که والدین تصمیم میگیرند نیازی نیست کنترلگر باشند (مثلاً بگذارند فرزندان تصمیم بگیرند و از پیامدها یاد بگیرند)، دیگر نیازی به عصبانیت و ناراحتی نخواهد بود. زمانی که والدین تشخیص میدهند کودکان چگونه میتوانند از احساسات برای دستکاری روانی بزرگسالان استفاده کنند، دیگر در جایگاهی خواهند بود که بر فرزندان خود تأثیر بگذارند. (به جزوه عصبانیت رجوع کنید)
تکلیف هفته اول - بدرفتاری
در طول هفته آینده، بدرفتاری کودکتان را با توجه به یکی از چهار هدف زیر تحلیل کنید:
- جلب توجه
- قدرت
- انتقام
- ناتوانی
1. توصیف کنید کودکتان چه کرد.
2. احساسات خود و اینکه دقیقا چگونه واکنش نشان دادید را توصیف کنید.
3. توصیف کنید کودک به واکنش شما چگونه پاسخ داد.
4. با توجه به چهار هدف بدرفتاری، تصمیم بگیرید هدف رفتار کودک چه بوده است.
جزوهها:
- فهرست انتظارات
- جدول احساسات بزرگسال
- فهرست تمرین و تنبیه
هفته دوم: احساسات و مراحل رشد
نمایشهای عاطفی خشم
با روشن کردن آنچه فکر میکنیم، احساس میکنیم و میخواهیم، میتوانیم از خشممان به شکلهای سازندهتری استفاده کنیم. شگفتانگیز است که چقدر سریع آماده جنگیدن میشویم، بدون اینکه بدانیم جنگ برای چیست. قدرتمندترین موقعیت ما در پیادهسازی تغییر این است که الگوهای خود را مشاهده کنیم و گزینههای جدیدی برای تغییر رفتار خود بیابیم.
زمانی که والدین تشخیص میدهند کودکان چگونه میتوانند از احساسات برای دستکاری روانی بزرگسالان استفاده کنند، در موقعیتی قرار میگیرند که میتوانند بر فرزندانشان تأثیر بگذارند. والدین با خودداری از واکنش نشان دادن هنگامی که کودک برای استفاده از احساسات برای دستکاری روانی بزرگسالان تلاش میکند، میتوانند از چرخه معیوب خارج شوند. میدانیم که مسئولیتپذیر شدن نسبت به احساسات خود بخشی ضروری از رشد است.
کودکان 4 هدف برای بدرفتاری دارند:
- جلب توجه
- قدرت
- انتقام
- نمایش ناکافی بودن
برای کمک به کودکی که احساس ناکافی بودن دارد، والدین باید تمام انتقادها را حذف کنند و به جای آن روی داراییها و نقاط قوت کودک تمرکز کنند. والدین باید هر تلاشی برای بهتر شدن را تشویق کنند، هر چند کوچک باشد.
زمانی که والدین تصمیم میگیرند نیاز به کنترلگر بودن ندارند، به طور مثال میتوانند محدودیت تعیین کنند و اجازه دهند کودکان تصمیم بگیرند و از عواقب یاد بگیرند، دیگر دلیلی برای ناراحتی و خشم نخواهند داشت.
به عنوان والد درک بیشتری از فرزندتان و خودتان کسب کنید.
احساسات بخشی جداییناپذیر از وجود ما هستند. تصور کنید زندگی بدون احساسات چگونه خواهد بود. هیچ غم یاد درگیری وجود نخواهد داشت، اما همچنین شادی، صمیمیت و عشق هم نخواهد بود. زندگی مثل دنیایی بدون رنگ و بیرمق خواهد بود.
معمولاً احساسات را نیروهایی جادویی میدانیم که از بیرون به ما حمله میکنند. میگوییم «او من را عصبانی کرد» یا «او مرا دیوانه خواهد کرد». اما اغلب متوجه نمیشویم که هر کدام مسئول احساسات خود هستیم.
احساسات ما بر اساس باورها و اهداف ما شکل میگیرند. ما بر اساس باورمان احساس میکنیم. اگر معتقد باشیم مردم دوستانه و قابل اعتمادند، احساسات مثبت میسازیم تا خود را به آنها نزدیک کنیم. اگر معتقد باشیم مردم غیر دوستانه و غیر قابل اعتمادند، احساسات خصمانه ایجاد میکنیم تا آنها را دور نگه داریم.
والدین، آموزگاران و مراقبان نقش مهمی در آموزش خودتنظیمی به کودک دارند.
نوزادان گریه میکنند و نوپاها کجخلقی میکنند. در یک مقطعی از زندگی، والدین انتظار دارند فرزندانشان کمکم احساساتشان را بدون انفجارهای شدید مدیریت کنند.
یادگیری تنظیم احساسات، فرآیندی پیچیده است. تنظیم احساسات نیازمند مهارتهایی مانند توجه، برنامهریزی، رشد شناختی و توسعه زبان است، به گفته پاملا کول، دکترای روانشناسی در دانشگاه Penn State که درباره تنظیم احساسات در کودکان مطالعه میکند.
طبق گفته روانشناسان، کودکان این مهارتها را در زمانهای مختلفی توسعه میدهند. توانایی مدیریت احساسات منفی به ژنتیک، مزاج ذاتی، محیط رشد و عوامل بیرونی مانند خستگی یا گرسنگی بستگی دارد. اما والدین، آموزگاران و مراقبان نقش حیاتی در کمک به یادگیری مدیریت احساسات دارند.
گزینههای برنامهریزی: وقتی فرزندتان آرام است، درباره راههای مدیریت موقعیتهای دشوار با او صحبت کنید. فرض کنید کودک یک همکلاسی که اسباببازیای را گرفته که کودک میخواست با آن بازی کند. وقتی شرایط آرام است، درباره انتخابهای مختلف برای دفعه بعد صحبت کنید، میتواند به معلم بگوید، از همکلاسی درخواست نوبتی بازی کردن کند یا اسباببازی دیگری پیدا کند. این فرآیند به کودک کمک میکند مهارتهای حل مسئلهاش را توسعه دهد.
اقدام عملی: بعد از بحث درباره گزینههای ممکن، نوبت به تمرین، تمرین و نقشآفرینی، میرسد. نوبتی نقش فرزندتان و همکلاسیاش را بازی کنید. با تمرین، کودکان شروع به بهکارگیری این مهارتها در زندگی واقعی میکنند.
کمتر تنبیه کنید، بیشتر تشویق: ایجاد عواقب برای رفتار بد، وسوسهانگیز است. اما تنبیه شدید رفتار را بدتر میکند. طبق گفته لچمن، وقتی فرزندپروری سختگیرانه است، کودکانی که در تنظیم احساسات مشکل دارند، معمولاً پرخاشگرتر میشوند. تحقیقات نشان میدهد باید به ازای هر توبیخ منفی، 4 یا 5 تعامل مثبت داشته باشید. به عبارت دیگر، مراقبان باید زمان زیادی را صرف رفتارهای مثبت، تشویق و پاداش برای رفتار خوب کنند.
یک تیم باشید: برای کودکانی که در یادگیری تنظیم احساسات مشکل دارند، ثبات کلید است. طبق گفته لچمن، خیلی مهم است والدین، پدربزرگها و مادربزرگها، آموزگاران و دیگر مراقبان با هم همکاری کنند تا مشکل خودتنظیمی کودک را مدیریت کنند. جلسهای برای صحبت و برنامهریزی رویکرد هماهنگ برای مدیریت رفتارهای کودک برگزار کنید.
انتظارات خود را بررسی کنید: انتظار نداشته باشید فرزندتان همیشه بینقص رفتار کند، به ویژه اگر واقعاً ترسیده یا استرس دارد. وقتی ترسیده یا مضطرب است (مانند زمان واکسیناسیون یا اولین روز مدرسه)، ممکن است نتواند از مهارتهای خودتنظیمی که در موقعیتهای کمفشار استفاده میکند، بهره ببرد. طبق گفته دکتر، در موقعیتهای خیلی استرسزا، کودکان به حمایت بیشتر بزرگسالان نیاز دارند..
دید بلندمدت داشته باشید: بیشتر کودکان تا زمان دبستان یاد میگیرند احساسات بزرگ را مدیریت کنند. اما به این معنی نیست که رشد عاطفی آنها تمام شده است. عملکردهای اجرایی، مهارتهایی مانند برنامهریزی، سازماندهی، حل مسئله و کنترل انگیزه ناگهانی، تا اوایل بزرگسالی به رشد ادامه میدهند. وقتی از رفتار فرزندتان درمانده میشوید، به یاد داشته باشید که تنظیم احساسات زمان میبرد.
تکلیف هفته دوم - احساسات و مراحل رشد
در طول هفته دوم رفتارهای عاطفی فرزندانتان را تحلیل کنید:
- هنگامی که زمان فرزندتان احساساتی بود، چگونه به او پاسخ دادید؟
- احساسات خودتان چگونه بر پاسختان تأثیر گذاشت؟
جزوهها:
- مراحل رشد
- مراحل نوجوانی
- جدول احساسات کودک
- فهرست خشم
هفته سوم: تشویق
از نخستین روزهای زندگی، باورهایی درباره اینکه چه کسی هستیم و دیگران چه و که هستند، آنچه در زندگی اهمیت دارد و اینکه چگونه عمل کنیم تا پذیرفته شویم، شکل میدهیم. ما بر اساس باورهای خود زندگی میکنیم، آنها سبک زندگی ما را تعیین میکنند.
اما باورهای اولیه ما اغلب نادرستاند. چرا؟ چون تفسیرهای ما از تجربههایمان اغلب دقیق نیستند. ما این باورهای اولیه را وقتی خیلی جوان بودیم شکل دادیم. در آن زمان، تجربههای محدود باعث قضاوت نادرست و تعمیم بیش از حد شده است. حتی به عنوان نوزاد، عقاید و باورهای دارای سوگیری شکل دادهایم که اکنون راهنمای زندگی ما هستند.
درک عوامل موثر بر شکلگیری باورهای کودکان از طریق سبک زندگیشان مهم است. وقتی این عوامل را بشناسیم، بهتر میتوانیم به شکل مثبت بر کودکان تأثیر بگذاریم. 4 عامل اصلی تأثیرگذار بر باورهای کودکان (همانطور که بر ما نیز تأثیر گذاشتهاند) عبارتند از:
- فضا و ارزشهای خانواده
- نقشهای جنسیتی
- ساختار خانواده
- روشهای ارتباط
فضای خانواده الگوی روابط انسانی است که والدین تعریف میکنند. این فضا میتواند رقابتی یا همکاری، دوستانه یا خصمانه، مستبد یا سهلگیر، منظم یا آشفته باشد. فضای خانواده الگویی برای روابط انسانها به کودکان میدهد.
نقشهای جنسیتی که والدین بازی میکنند، دستورالعملهایی برای کودکان است. کودکان از روابط والدین میآموزند نقشهای مردان و زنان چگونه است. نگرش کودکان نسبت به جنسیت خود بر اساس مشاهدات آنها از والدین شکل میگیرد.
تشویق: ساختن اعتماد به نفس و احساس ارزشمندی کودک
یکی از مهمترین مهارتها برای بهبود رابطه والد و کودک، تشویق است. تشویق فرایندی است که در آن روی داراییها و نقاط قوت کودکان تمرکز میکنید تا اعتماد به نفس و عزت نفسشان را بسازید. تشویق به کودکان کمک میکند به خود و تواناییهایشان باور پیدا کنند. والدینی که تشویق میکنند به کودکان کمک میکنند اشتباهات را بپذیرند و از آنها یاد بگیرند، به آنها شجاعت پذیرش نقصها را میدهند.
کمک به کودکان برای ساختن احساس عزت نفس، ممکن است نیازمند تغییر الگوهای ارتباطی و رفتاری متداول شما باشد. به جای تمرکز روی اشتباهات، بر آنچه انجام میدهند و شما دوست دارید یا قدردانش هستید تأکید کنید. این کار مستلزم رویکردی مثبت است.
وقتی اشتباهات به ارزش شخصی گره نخورده باشند، دیگر دشوار و سنگین نیستند. کودک میتواند اشتباهات را به عنوان فرصت رشد ببیند، نه فاجعهای شخصی و با آنها روبرو شود.
یک روش برای اجتناب از تخلیه خشم بر کودکان این است که نفس عمیق بکشید و تا 10 بشمارید. اگر هنوز عصبانی بودید، اتاق را ترک کنید.
شما مجبور نیستید درگیر بحث شوید. تنبیه بدنی یا فریاد زدن به کودک به او میآموزد زدن یا فریاد کشیدن کاری است که باید هنگام عصبانیت انجام داد. به طور مثال، به کودک بگویید «الان خیلی عصبانیام. وقتی آرام شدم درباره این موضوع صحبت میکنم.»
روش دوم برای ابراز خشم به شکل سازنده، تکنیکی به نام «مالکیت احساسات» است. این روش که توسط توماس گوردون در کتاب "آموزش اثربخشی والد" معرفی شده است.
تکلیف هفته سوم - تشویق
این هفته تلاش کنید راههایی برای تشویق فرزندتان پیدا کنید. در هر مورد، به آنچه اتفاق افتاد، اینکه چگونه فرزند خود را تشویق میکنید و پاسخ کودک توجه کنید. شما میتوانید یادداشت برداری کنید و تجربیات خود را با همسر یا دوستتان به اشتراک بگذارید.
جزوهها:
- گفتگو برای برقراری ارتباط
- ویژگیهای کودکان تحت استرس
- کمک به کودکان در مواجهه با احساسات
هفته چهارم: گوش دادن انعکاسی
در بحث تنبیه و ارتباط، تطبیق انتظارات با تواناییهای کودک به دو مورد بستگی دارد.
1. درک آنچه با سن و مرحله رشد کودک متناسب است. همه کودکان طبیعی مسیر رشد مشخصی دارند که شامل جنبههای جسمانی، عاطفی، اجتماعی و فکری است. با شناخت اینکه کودک 2 ساله قادر به اشتراکگذاری نیست، کودک 6 ساله نمیتواند بدون کمک مادر مسئول تمیز نگه داشتن اتاق باشد یا کودک 11 ساله به تأیید دوستانش نیاز دارد، بهتر متوجه مرحله رشد کودک میشویم. هماهنگی مرحله رشد با تنبیه مناسب احتمال موفقیت را افزایش میدهد.
2. درک آنچه با کودک به عنوان فردی منحصر به فرد متناسب است. هر کودک انسانی منحصربهفرد با مزاج خاص و روش یادگیری و رشد خاص است. مانند سن، مزاج کودکان خصوصیات پیشبینیشدهای دارد. مثلاً آنچه برای یک کودک مؤثر است ممکن است برای دیگری نباشد. میتوانیم با تکنیکهای مختلف گوش دادن انعکاسی آزمایش کنیم و موثرترین روشها را برای هر کودک پیدا کنیم.
گوش دادن به فرزندانمان نیازمند این است که احساسات پشت حرفها و آنچه نمیگویند را درک کنیم.
میدانیم کسی که ناراحت است معمولا دید کلی را از دست میدهد. با گوش دادن انعکاسی میتوانیم به کودک کمک کنیم به مشکل ناراحتکننده بهتر فکر کند. یعنی احساسات کودک را منعکس و واضح کنیم تا زمینه را برای کودک به منظور حل مسئله فراهم کنیم. هنگامی که از پاسخهای "باز" به جای بسته استفاده میکنیم، به کودکان اجازه میدهیم بدانند گوش میدهیم و اهمیت میدهیم.
گوش دادن انعکاسی نوعی آینه است که کودک میتواند خود را واضحتر ببیند. به عبارت دیگر، به کودک بازخورد میدهد. گوش دادن انعکاسی به این معنی است که ما پاسخهای بازی تولید میکنیم که احساسات و معنای کودک را بازتاب میدهند. اگر روی این موضوع تمرکز کنید که از خودتان بپرسید «فرزندم چه احساسی دارد؟»، پاسخ گوش دادن انعکاسی راحتتر میآید.
گوش دادن کار دشواری است و فکر گوش دادن به کودک وظیفهای دشوار به نظر میرسد. آیا مهم است به کودک گوش داد؟ زمانی که کودک به شنیده شدن نیاز دارد، شما ممکن است 1000 چیز دیگر در ذهن خود برای رسیدگی داشته باشید.
تحقیقات نشان میدهد گوش دادن به کودکان باعث میشود آنها بیشتر به شما گوش کنند (آنچه اکثر والدین میخواهند). کودکی که احساس میکند شنیده شده، احتمال بیشتری دارد گوش کند و وقتی درک شده، دیدگاه شما را نیز میفهمد. این موضوع باعث تقویت رابطه والد و کودک و رشد عزت نفس میشود.
مبانی گوش دادن به فرزندتان
صحبت کردن و گوش دادن به کودک اهمیت زیادی دارد. به کودک کمک میکند با شما رابطه بسازد و اعتماد کند. گوش دادن باعث تقویت رابطه و اعتماد به نفس کودک میشود. بسیاری از والدین مهارت "گوش دادن" را ندارند، اما با تلاش آگاهانه میتوانند آن را یاد بگیرند و بتدریج به آن مسلط شوند.
وقتی میخواهید با فرزندتان صحبت کنید باید او را تشویق کنید که آزادانه صحبت کند و حرفهایش را بزند.
صبور باشید و گوش دهید تا احساسات و افکارش را مطرح کند.
به همه حرفهایش، چه خوب چه بد، با حساسیت پاسخ دهید.
روی زبان بدن و حرکات تمرکز کنید تا ارتباط غیرکلامی را بفهمید.
چگونه والدین مهارت گوش دادن را افزایش دهند؟
گوش دادن آسان نیست. والدین ممکن است وسوسه شوند صدایشان را بالا ببرند و بگویند کودک اشتباه میکند. گوش داد به کسی صبر زیادی لازم دارد، مخصوصاً کودک، چون ممکن است چیزی بشنوید که خوشایند نباشد.
ممکن است فرزند حرفی بزند که نظر یا باور شما را به چالش بکشد یا چیزی که بخواهید تغییر دهید، یا دیدگاه شما را متزلزل کند. به همین دلیل ابتدا باید مهارت گوش دادن خودتان را تقویت کنید. چگونه؟
گوش دادن فعال را تمرین کنید و روی اینکه کودک در تلاش برای گفتن چه چیزی است تمرکز کنید، بدون اینکه نظرات خود را شکل دهید و بیان کنید.
خود را به جای کودک بگذارید و تصور کنید در موقعیت او چه واکنشی نشان میدادید.
حضور فیزیکی و ذهنی داشته باشید. وقتی کودک صحبت میکند، در لحظه حاضر باشید. کارها و تماسهای تلفنی میتوانند منتظر بمانند. به کودک نشان دهید توجه کامل شما متعلق به اوست.
زبان بدن کودک را مشاهده کنید و پیامهای غیرکلامیاش را رمزگشایی کنید.
کنجکاوی نشان دهید و ذهنی باز داشته باشید. هنگام گوش دادن قضاوت نکنید.
اثرات منفی گوش ندادن به کودک چه هستند؟
بدون اینکه متوجه باشید، رفتار روزمره شما تأثیر زیادی روی کودک میگذارد و شخصیت آیندهاش را شکل میدهد. شما به عنوان والدین به صورت عمد یا غیرعمد بر زندگی فرزندتان تأثیر میگذارید.
از لحن صدا تا کلمههایی که انتخاب میکنید، کودک مهارتهای لازم برای تعامل را از شما میآموزد، چرا که والدین اولین آموزگاران کودکان هستند. کودکانی که شنیده نمیشوند، به کسانی تبدیل میشوند که گوش نمیدهند. آنها همیشه حس میکنند ارزش وقت و توجه شما را ندارند.
همه کارها، فکر یا احساسشان منفی است. اعتماد به نفس و عزت نفس خود را از دست میدهند که به رشد آنها آسیب میزند. کودکی که مکرراً مورد قضاوت یا انتقاد است، علاقهاش به اشتراک گذاری و ارتباط را از دست میدهد و در نهایت منزوی و تنها میشود.
9 نکته برای صحبت کردن با کودک:
برخی کودکان به طور طبیعی پرحرفاند و همه چیز را بازگو میکنند، در حالی که برخی دیگر به تشویق زیادی نیاز دارند. ابتدا باید خودتان پذیرای گوش دادن باشید و توجه بیوقفه به کودکتان بدهید.
چند نکته برای ترغیب کودک به صحبت و پذیرای گوش دادن بودن:
اختصاص زمان با کیفیت: زمانی را اختصاص دهید تا هر دو بدون مزاحمت بتوانید صحبت کنید. اگر رو در رو سخت است، قدم بزنید و حرف بزنید، یا با کودک رانندگی کنید تا در صندلی عقب نشسته و صحبت کنید.
اجتناب از مرزهای از پیش تعیین شده: پذیرای انواع احساسات باشید، بدون اینکه عصبانی یا درمانده شوید. به یاد داشته باشید مکالمات همیشه مثبت نیستند و ممکن است شامل خشم، ترس و اضطراب باشند.
خود را جای او بگذارید: به یاد داشته باشید کودکان همان بلوغ بزرگسالان را ندارند. به یاد بیاورید وقتی کودک بودید چقدر دشوار بود با ذهن شلوغ و کمواژه، ارتباط برقرار کنید.
1. صبر کلید است.
عجله نکنید. اجازه دهید کودک حرفش را تمام کند و سپس با حساسیت پاسخ دهید. هنگام حرف زدن کودک وسط حرف او نپرید یا دخالت نکنید. هرگز سعی نکنید کلمات خود را به جای او بگویید. فریاد نزنید.
2. سخنرانی نکنید.
از سخنرانی خودداری کنید. سخنرانی فقط نقطه نظر شما را میرساند، در حالی که یک مکالمه جذاب فرایند تفکر و نتیجهگیری کودک را در بر میگیرد.
3. مکالمات الهامبخش بسازید.
مکالمات را برای کودک الهامبخش کنید. داستانها روش عالی برای الهام بخشی به کودکانند. همیشه نکات مثبت را برجسته کنید.
4. مراقب زبان باشید.
از زبان قابل فهم برای کودک استفاده کنید. از واژههای دشوار برای آنها اجتناب کنید. شبیه کودک خود صحبت کنید.
5. با دقت گوش دهید.
به کودک نشان دهید گوش میدهید. حرفهایش را تکرار کنید و تماس چشمی برقرار کنید. نشان دهید به مکالمه علاقهمندید. مشارکت فعال در مکالمه بسیار مهم است تا کودک بداند نظر و احساسش برای شما اهمیت دارد.
6. فرزند خود را قضاوت نکنید.
آنچه کودک انجام داده یا گفته را قضاوت، انتقاد یا سرزنش نکنید و عصبانی نشوید. مانند یک تیم با یکدیگر کار کنید تا مشکلات خود را حل کنید.
نکات کلیدی
وقتی به کودک گوش میدهید، میفهمید چه فکری میکند، چه احساسی دارد و چه چیزی را تجربه میکند. کودکی مرحلهای دشوار است و با واژگان محدود، کودکان اغلب نمیتوانند احساساتشان را خوب بیان کنند.
شنیده شدن کودکان ضروری است برای اینکه احساساتشان را درون خود نگه ندارند. همچنین، به این معنی است که فرزندانتان بیشتر به شما گوش خواهد داد، چون شنیده شدهاند. این کار راه را برای گفتگوهای سالم و تقویت رابطه والد و کودک باز میکند.
سوالاتی از والدین:
1. آیا کودکان میتوانند همه احساساتشان را بیان کنند؟
بله، میتوانند. ممکن است این کار را مانند ما انجام ندهند، اما به روش خود انجام میدهند.
2. آیا به فرزندمان آسیب میرسد، اگر به او گوش ندهیم؟
بله، به احتمال زیاد این اتفاق میافتد، حتی اگر نشانههای آسیب را نشان ندهند. ممکن است منزوی شوند. ممکن است یاد نگیرند خودشان را بیان کنند.
3. چگونه میتوانیم بهتر به فرزند خود گوش دهیم؟
چند دقیقه در روز را به آن اختصاص دهید. به آنها اجازه دهید به شما هر چیزی را بگویند. فضایی امن برای ارتباط ایجاد کنید.
4. آیا ممکن است گوش ندادن به فرزند منجر به مشکلات رفتاری شود؟
بله، ممکن است. زمانی که احساس میکنند شنیده نمیشوند، ممکن است تغییر کنند. ممکن است برای دریافت توجه پرخاشگر شوند.
تکلیف هفته چهارم - گوش دادن انعکاسی
گوش دادن انعکاسی را در ارتباط با فرزندانتان تمرین کنید. یادداشت برداری کنید و تجربهها را در هفته آینده به اشتراک بگذارید.
جزوهها:
- گوش دادن مؤثر
- دیدن فرزندانتان
- اظهار نظر درباره آنچه میبینید.
هفته پنجم: ارتباط مؤثر
جایگزینها را بررسی کرده و ایدهها و احساسات خود را به کودکان بیان کنید.
هفته گذشته مهارت گوش دادن انعکاسی را آموختیم، چگونه با پاسخهای باز به بیان احساساتشان به کودکان کمک کنیم احساس کنند که درک شدهاند. از طریق گوش دادن انعکاسی، کودکان میتوانند احساسات خود را روشن کنند و یک مسئله را منطقیتر بررسی کنند. گاهی میتوانند راهحلهای خود را به سادگی با شنیده شدن توسط یک بزرگسال کشف کنند.
گاهی کوکان برای در نظر گرفتن راهحلهای مختلف به کمک نیاز دارند. بزرگسالان حساس میتوانند به آنها کمک کنند جایگزینها را بررسی کرده و راهحلهایی را انتخاب کنند که برایشان منطقی است.
فرایند بررسی جایگزینها با نصیحت کردن فرق دارد. نصیحت کردن مانند «این کار را انجام بده» یا «فکر میکنم باید» مفید نیست، زیرا:
1. نصیحت به کودکان کمک نمیکند مشکلات خود را حل کنند و آنها را به شما وابسته میکند.
2. بسیاری از کودکان از نصیحت شدن اجتناب میکنند، چون یا به تاثیر آن شک دارند یا نمیخواهند دستور شما را اجرا کنند.
3. اگر نصیحت شما کار نکند، حدس بزنید مسئولیت آن به عهده کیست؟
گوش دادن به ایدههای کودک برای حل مشکل به معنای موافقت با برنامه پیشنهادی او نیست. گوش دادن انعکاسی ابزاری برای بهبود ارتباط شما و کودک است. به کودک اجازه میدهد احساس درک شدن کند.
دادن فرصت به کودک برای فکر کردن به راهحلهای مشکلاتش حس خوداتکایی را میسازد. یعنی به کودک وسایلی میدهید که مستقل باشد.
برای تأثیرگذاری روی کودک باید بتوانید به شیوهای ارتباط برقرار کنید که احساسات، منظور و نیتهای شما بهدرستی فهمیده شوند. در بسیاری خانوادهها، والدین انتظار ندارند کودکان گوش کنند، فکر میکنند باید هر درخواست را حداقل یک بار تکرار کنند. کودکان آنها را به تکرار عادت دادهاند.
تکلیف هفته پنجم - ارتباط مؤثر
تمرین کنید «پیامهای من» را به کار ببرید و به کودک کمک کنید جایگزینها را بررسی کند.
جزوهها:
- قالب جملات من
- عبارات والدگری برای تسکین و حمایت
- نکاتی برای والدین
این دوره برای چه کسانی مناسب است؟
- والدین و مراقبان
- کسانی که میخواهند مهارتهای فرزندپروری خود را بهبود بخشند.
کارگاههای مهارتهای فرزندپروری (PSW)
-
مقدمه 01:09
-
هفته اول 35:04
-
هفته 2 34:08
-
هفته 3 30:14
-
هفته 4 22:40
مشخصات آموزش
کارگاههای مهارتهای فرزندپروری (PSW)
- تاریخ به روز رسانی: 1404/12/10
- سطح دوره:متوسط
- تعداد درس:5
- مدت زمان :02:35:18
- حجم :1.11GB
- زبان:دوبله زبان فارسی
- دوره آموزشی:AI Academy