حکمت تاریخ با پروفسور جی. روفوس فیرز
✅ سرفصل و جزئیات آموزش
آیا درسهایی که تاریخ به ما منتقل کرده، درسهایی که منشأشان شاید به صدها، حتی هزاران سال پیش بازمیگردد، هنوز برای ما امروزه ارزشی دارند؟ آیا این گفته معروف سانتایانا که بارها تکرار شده، «کسانی که نمیتوانند گذشته را به یاد آورند، محکوم به تکرار آن هستند»، صرفاً راهی برای ادای احترام به تاریخ به عنوان معلم است، یا واقعاً میتوانیم از آن درس بگیریم؟ و اگر میتوانیم، چه چیزی باید بیاموزیم؟
در این مجموعه قاطع از 36 درس، یک محقق برجسته جهانی استدلال میکند که نه تنها میتوانیم از تاریخ درس بگیریم، بلکه باید این کار را انجام دهیم. پروفسور فیرز با تکیه بر دههها تجربه به عنوان یک مورخ کلاسیک، الگوهای تاریخ را بررسی میکند تا به این نتیجه برسد که نادیده گرفتن آنها - چه به انتخاب خودمان و چه به دلیل اینکه هرگز یاد نگرفتهایم آنها را ببینیم - به معنی پذیرفتن خطر اسیر شدن در دام آنها و تکرار اشتباهاتی است که رهبران، ملتها و امپراتوریها را در طول زمان سرنگون کرده است. در این تأمل شخصی در مورد تاریخ، پروفسور فیرز چالش استخراج درسهای گذشته را به گونهای پذیرفته که امروز برای ما قابل درک باشد، و به ما نشان میدهد که چگونه تجربه امپراتوریهای باستانی مانند روم و ایران، درسهای زیادی در مورد خطرات و مسئولیتهای یک ابرقدرت بودن به ما میآموزند. او نشان میدهد که چگونه مطالعه افرادی که تأثیری بر جهان قدیم گذاشتند - سزار آگوستوس یا چنگیز خان، جورج واشنگتن یا آدولف هیتلر، مهاتما گاندی یا ژوزف استالین - میتواند ما را برای گرفتن تصمیمات مسئولانه به عنوان ملتها، شهروندان یا افراد در دنیای پس از 11 سپتامبر، جایی که این تصمیمات حیاتیتر از همیشه هستند، مجهز کند.
چرا تاریخ را مطالعه میکنیم؟
ما حکمت تاریخ را به عنوان توانایی تفکر تاریخی تعریف میکنیم، یعنی استفاده از درسهای گذشته برای گرفتن تصمیمات در زمان حال و برنامهریزی برای آینده - همانطور که وینستون چرچیل در آمادهسازی و اجرای سرنوشت خود به عنوان یک دولتمرد انجام داد.
جنگ جهانی اول و درسهای تاریخ
این سخنرانی میپرسد چرا قرن گذشته، که در پیشرفتهای فناوری، علم، آموزش و دانش بینظیر بوده، در ویرانگری جنگهایش، مقیاس رنجهای انسانی و وحشیگری استبدادهایش نیز بینظیر است.
ظهور هیتلر و درسهای تاریخ
چرچیل جنگ جهانی دوم را «جنگ غیرضروری» نامید. وجود آدولف هیتلر نمونهای برجسته از درسهایی است که تاریخ سعی در آموزش آنها به ما دارد. این سخنرانی به این موضوع میپردازد که چگونه شکست وودرو ویلسون و نسل سیاستمداران پس از جنگ جهانی اول، عواقب نادیده گرفتن این درسها را نشان میدهد.
جنگ جهانی دوم و درسهای تاریخ
وینستون چرچیل درک میکرد که استالین یک ستمگر به پلیدی هیتلر است و کمونیسم به اندازه ناسیونال سوسیالیسم پلید است. اما با تلاش برای توجه به درسهای تاریخ و جلوگیری از تکرار و تشدید اشتباهات متفقین پس از جنگ جهانی اول، به هشدارهای او توجهی نشد.
آیا آزادی یک ارزش جهانی است؟
آزادی شامل سه ایده مجزا است. این ایدههای آزادی - ملی، سیاسی و فردی - در ایالات متحده به تعادل منحصر به فردی دست یافتهاند، که نتیجه تلاقی منحصر به فرد جریانات تاریخی است. اما تاریخ میآموزد که چنین تعادلی جهانی نیست و عدم درک این درس میتواند عواقب وخیمی داشته باشد.
تولد تمدن در خاورمیانه
سیاست خارجی آمریکا مدتهاست بر این باور استوار است که آزادی یک ارزش جهانی است. اما تاریخ آنچه که اکنون به عنوان خاورمیانه شناخته میشود، نشان میدهد که ملتها، مانند افراد، اغلب امنیت ظاهری استبداد را به مسئولیتهای آزادی ترجیح میدهند، و تمدنهای بزرگ - برای مثال مصر باستان و بینالنهرین - بدون هیچ مفهوم از آزادی ظهور و سقوط کردند.
جنگ تروا و خاورمیانه
خلاء قدرتی که توسط فروپاشی امپراتوریهای هیتی و مصر ایجاد شد، به مشهورترین جنگ باستان منجر شد، که برای ما نشان میدهد تعادل قدرت یک مکانیزم شکننده و خطرناک برای حفظ صلح است.
اسرائیل باستان و خاورمیانه
عهد عتیق، اولین نمونه ما از نگارش تاریخی، در کتاب سموئیل درسهای عمیقی برای امروز ما دارد. داستان پادشاه داوود میآموزد که ابعاد اخلاقی عمیقی در تاریخ وجود دارد و نمیتوان اخلاق خصوصی و عمومی را از هم جدا کرد.
یونان باستان و خاورمیانه
هرودوت «تاریخها»ی خود را درباره جنگ بین ایران و یونان با هدف توضیح راههای خدایان به انسانها نوشت و سعی کرد از طریق تاریخ و ابعاد اخلاقی آن بفهمد چرا ملتها ظهور و سقوط میکنند. او توضیح خود را در مفهوم «هوبرس»، یعنی سوءاستفاده فاجعهبار از قدرت که ملتها و افراد را به فاجعه میکشاند، یافت.
دموکراسی و امپراتوری آتنی
دموکراسی آتنی بر ارزشهایی استوار بود که اساساً با دموکراسی آمریکایی یکسان است. این درس به ما میآموزد که امپراتوری و آزادی دموکراتیک با هم سازگارند، دموکراسیها لزوماً همسایگان صلحجویی نیستند و جنگهایی که برای گسترش ارزشهای دموکراتیک آغاز میشوند میتوانند به شکست و فاجعه ختم شوند.
سرنوشت دموکراسی آتنی
آمریکا با آتن باستان در این باور اساسی مشترک است که وظیفه قوی است که به کمک ضعیف بیاید، با باورهای فرعی در مورد جنگ پیشگیرانه، اغلب با انتظار مورد استقبال قرار گرفتن به عنوان یک رهاییبخش. تجربیات آتن باستان نشان میدهد که اینها توهمات خطرناکی هستند.
اسکندر مقدونی و خاورمیانه
اسکندر در توانایی خود برای حل مشکل خاورمیانه به طور منحصر به فردی موفق بود. او نه با تحمیل ایدهآلهای یونانی، بلکه با تبدیل شدن به یک خاورمیانهای، حکومت کرد و تنوع قومی و مذهبی خاورمیانه و سنت دیرینه حکومت مطلق در آن را پذیرفت.
جمهوری روم به عنوان ابرقدرت
تاریخ میآموزد که ابرقدرت بودن با قانون اساسی طراحی شده برای یک دولت-شهر کوچک بسیار دشوار است. روم در نهایت مجبور شد بین حفظ آزادیهای یک جمهوری و باقی ماندن به عنوان یک ابرقدرت یکی را انتخاب کند. انتخاب آن آینده سیاست اروپا و خاورمیانه را تا به امروز تعیین کرد.
روم سزارها به عنوان ابرقدرت
امپراتوری روم به مراتب بیشتر از جمهوری روم به پیشبرد آرمان آزادی فردی کمک کرد. این امپراتوری الگویی از چگونگی دستیابی به صلح و رفاه در یک منطقه جغرافیایی وسیع، ضمن تضمین حقوق فردی، خودمختاری قومی و آزادی سیاسی محلی ارائه داد.
روم و خاورمیانه
خاورمیانه کلیدی برای درک تاریخ روم فراهم میکند. تلاشهای روم برای آوردن ثبات، صلح و ارزشهای سیاسی رومی به یهودا نشان میدهد که چرا رومیان راه حلی برای مشکلات خاورمیانه را بسیار دشوار مییافتند.
چرا امپراتوری روم سقوط کرد؟
از زمانی که روم در حال افول و سقوط بود، مورخان، اخلاقگرایان و بیشمار افراد دیگر سعی در توضیح علت آن داشتند. علاوه بر تهدیدات قبایل ژرمنی، بخش عمدهای از توضیح درگیر بودن روم در خاورمیانه و چرخه ملتسازی، الحاق و تروریسمی است که پس از آن آمد. عدم موفقیت در حل این مشکلات، امپراتوری روم را به یک یادگار تبدیل کرد.
مسیحیت
به شکلی مهم، مسیحیت پیروزی ارزشهای مذهبی خاورمیانه بر سنتهای یونان و روم بود. ظهور مسیحیت و اسلام، در بستر امپراتوری روم، قدرت دین را به عنوان یک نیروی محرک در تاریخ نشان میدهد.
اسلام
مسیحیت و اسلام اشتراکات زیادی دارند. با این حال، از آغاز اسلام در قرن 7، آنها درگیر کشمکش بودهاند. امپراتوری بیزانس و جنگهای صلیبی درسهای پایداری در مورد خاورمیانه به عنوان گورستان امپراتوریها ارائه میدهند.
امپراتوری عثمانی و ترکیه
مصطفی کمال، که در تاریخ به عنوان آتاتورک شناخته میشود، برجستهترین و موفقترین دولتمردی است که خاورمیانه مدرن تولید کرده است. ایجاد ترکیه متحد او بر پایه سکولاریسم و ناسیونالیسم قومی، آموزندهترین مثال از چگونگی ایجاد یک دولت-ملت در خاورمیانه بر اساس ارزشهای سیاسی و فرهنگی اروپایی است.
امپراتوری اسپانیا و آمریکای لاتین
علیرغم نزدیکی به ایالات متحده، منابع عظیم و جمعیت سختکوشش، آمریکای لاتین هرگز نهادهای ماندگار دموکراسی را توسعه نداده است. در عوض، اغلب نمونههایی از جنگ داخلی و استبداد را به ما ارائه داده است. تاریخ آمریکای لاتین این فرض را که دموکراسی در یک کشور به کشورهای همسایه گسترش خواهد یافت، زیر سوال میبرد.
امپراتوری لیبرال ناپلئون
ناپلئون خود را ترکیبی از اسکندر مقدونی و ژولیوس سزار میدید، اما تلاشهای او برای تغییر اروپا به عنوان یک مستبد خیرخواه شکست خورد. زندگی حرفهای او هم گواه درس ماندگار هوبرس و هم خطر جنگهای پیشگیرانه به نام ایدهآلهای لیبرال و دموکراتیک است.
امپراتوری بریتانیا در هند
بریتانیاییها معتقد بودند که در حال ترکیب آزادی و امپراتوری هستند، اما برای بسیاری از رعایای آنها، بریتانیا صرفاً نمونهای از حرص قدرت به عنوان نیروی محرکه تاریخ بود. تجربه بریتانیا در هند، قدرت نیروهای دیگر - ایدهها و دین - را برای شکل دادن به تاریخ نشان داد. چه کسی میتوانست تصور کند که یک وکیل هندی ضعیف بتواند، بدون خشونت، چنین امپراتوری را به زانو درآورد؟
روسیه و امپراتوری
در هر دو قرن بیستم روسیه و چین، انقلابهای دموکراتیک به استبدادهای وحشیانه ختم شدند. حکمت تاریخ به ما میآموزد که این یک تصادف نیست، بلکه نتیجه قابل پیشبینی توسعه تاریخی هر دو کشور است.
چین و امپراتوری
تمدن در چین به طور مستقل از تولد تمدن در خاورمیانه شکل گرفت. اما مانند خاورمیانه، چین در طول تاریخ خود استبداد را بر آزادی ترجیح داده است، با مفهوم کنفوسیوس - در مورد نظمی که از بالا جاری میشود - به عنوان ایدهآلی که ادامه دارد و حتی از انقلابی که هدف آن برقراری دموکراسی بود، استبداد تولید میکند.
امپراتوری چنگیز خان
چنگیز خان یکی از خونریزترین فاتحان تاریخ است، با این حال مورخان مدرن او را به عنوان یک دولتمرد میبینند که عصر جدیدی از دستاوردها را به مناطقی که فتح کرد، آورد. زندگی و میراث او درس حرص به قدرت - و پیامدهای مبهم آن - را آموزش میدهد.
میراث آزادی بریتانیا
این سخنرانی میراث آزادی را که در انگلستان توسعه یافت و به آمریکا منتقل شد، جایی که با چهار جریان تاریخی حیاتی دیگر آزادی - عهد عتیق، یونان و روم، مسیحیت و مرز آمریکا - ادغام شد، بررسی میکند.
جورج واشنگتن به عنوان سیاستمدار
از زمان هرودوت و توسیدیدس، این سوال مطرح شده است: در زمان بحران، آیا یک دموکراسی میتواند رهبرانی برتر از آنهایی که توسط استبداد تولید میشوند، به وجود آورد؟ پاسخ کوتاه «بله» است و پاسخ طولانیتر نیز چنین است، و این سخنرانی اولین از دو مثال از تاریخ ملت ما را ارائه میدهد.
توماس جفرسون به عنوان سیاستمدار
ناپلئون معتقد بود که سرنوشتش تأسیس یک امپراتوری جدید رومی است، اما این همعصر دموکراتیک او، مردی با شخصیت اخلاقی بسیار متفاوت، بود که تصمیمش برای خرید قلمرو لوئیزیانا، امپراتوریای بسیار بزرگتر، ماندگارتر و نجیبتر از هر چیزی که ناپلئون تصور میکرد، ایجاد کرد.
امپراتوری آزادی آمریکا - لوییس و کلارک
آمریکاییها تمایلی به توصیف این کشور به عنوان یک امپراتوری ندارند، اما ایالات متحده یکی از موفقترین ملتهای امپراتوری در تاریخ است. این سخنرانی پیامدهای دوراندیشی جفرسون را نه تنها در به انجام رساندن خرید لوئیزیانا - بزرگترین گسترش قلمرو که تاکنون از طریق خرید و مذاکره صورت گرفته است - بلکه در انتخاب مردان ایدهآل برای رهبری هیئت اعزامی جهت کاوش آن سرزمینهای جدید، بررسی میکند.
آمریکا و بردهداری
ایالات متحده بر اساس حقیقت بدیهی «همه انسانها برابر آفریده شدهاند» بنا نهاده شد. با این حال، بردهداری توسط قانون اساسی به عنوان قانون زمین به رسمیت شناخته شد. در نهایت، تنها جنگ داخلی توانست درک آمریکاییها از معنای بنیادی آزادی را حل و فصل کند.
آبراهام لینکلن به عنوان سیاستمدار
در آغاز جنگ داخلی، بسیاری در اروپا و آمریکا معتقد بودند که زوال دموکراسی در انتخاب یک وکیل سادهلوح برای هدایت ملتشان متجلی شده است. در عوض، ریاست جمهوری لینکلن گواهی نهایی بر توانایی دموکراسی در تولید رهبران در زمان بحران بود.
ایالات متحده و امپراتوری
با پایان جنگ داخلی، ایالات متحده که دوباره متحد شده بود، وارد صحنه سیاست جهانی شد و برای قدرتهای اروپا روشن کرد که این ملت جوان، علیرغم درگیریهای داخلی اخیرش، قرار نیست از بین برود. اما همانطور که آمریکا حضور خود را در آن صحنه آغاز کرد، آیا میتوانست ارزشهای خود را به عنوان یک دموکراسی با اقداماتش به عنوان یک ابرقدرت آشتی دهد؟
فرانکلین روزولت به عنوان سیاستمدار
در طول جنگ جهانی دوم، حکومت دولتهای توتالیتر از اسپانیا تا ولادیوستوک گسترش یافت. با این حال، دموکراسی توانست پیروز شود. همانطور که در مورد بریتانیا و وینستون چرچیل صادق بود، ایالات متحده نیز توانست در فرانکلین روزولت، رهبری جنگی را به وجود آورد که در تاریخ کمتر نظیری داشت.
یک ابرقدرت در تقاطع راهها
هری ترومن معتقد بود که آمریکا برای آوردن آزادی به جهان انتخاب شده است و برای دستیابی به این هدف، آمریکا باید یک ابرقدرت باشد. در این فرآیند، ایالات متحده وارد میراث امپراتوریهای اروپا و آسیا شد - در خاورمیانه، هندوچین و کره. پیامدهای آن هنوز با ماست.
حکمت تاریخ و شهروند
حکمت تاریخ برای هر یک از ما، هم به عنوان شهروند و هم به عنوان افراد خصوصی، درسهایی دارد. بنیانگذاران کشور ما به عنوان دولتمرد موفق بودند زیرا به صورت تاریخی فکر میکردند و میدانستند که تاریخ مهمترین رشته برای شهروندان یک جمهوری آزاد است.
حکمت تاریخ و شما
ما به این موضوع میپردازیم که هر یک از ما در زندگی شخصی خود چه چیزی میتوانیم از تاریخ بگیریم - که میتوان آن را بدون بیاهمیت جلوه دادن، به عنوان یک کتاب خودیاری بزرگ توصیف کرد، که ارزشمندتر از تمام راهنماهایی است که قفسههای کتابفروشیهای فرودگاه را پر کردهاند - و شاید بزرگترین درس آن را کشف کنیم.
حکمت تاریخ با پروفسور جی. روفوس فیرز
-
چرا تاریخ را مطالعه میکنیم؟ None
-
جنگ جهانی اول و درسهای تاریخ None
-
ظهور هیتلر و درسهای تاریخ None
-
جنگ جهانی دوم و درسهای تاریخ None
-
آیا آزادی یک ارزش جهانی است؟ None
-
تولد تمدن در خاورمیانه None
-
جنگ تروا و خاورمیانه None
-
اسرائیل باستان و خاورمیانه None
-
یونان باستان و خاورمیانه None
-
دموکراسی و امپراتوری آتنی None
-
سرنوشت دموکراسی آتنی None
-
اسکندر مقدونی و خاورمیانه None
-
جمهوری روم به عنوان ابرقدرت None
-
روم سزارها به عنوان ابرقدرت None
-
روم و خاورمیانه None
-
چرا امپراتوری روم سقوط کرد؟ None
-
مسیحیت None
-
اسلام None
-
امپراتوری عثمانی و ترکیه None
-
امپراتوری اسپانیا و آمریکای لاتین None
-
امپراتوری لیبرال ناپلئون None
-
امپراتوری بریتانیا در هند None
-
روسیه و امپراتوری None
-
چین و امپراتوری None
-
امپراتوری چنگیز خان None
-
میراث آزادی بریتانیا None
-
جورج واشنگتن به عنوان سیاستمدار None
-
توماس جفرسون به عنوان سیاستمدار None
-
امپراتوری آزادی آمریکا - لوییس و کلارک None
-
آمریکا و بردهداری None
-
آبراهام لینکلن به عنوان سیاستمدار None
-
ایالات متحده و امپراتوری None
-
فرانکلین روزولت به عنوان سیاستمدار None
-
یک ابرقدرت در تقاطع راهها None
-
حکمت تاریخ و شهروند None
-
حکمت تاریخ و شما None
مشخصات آموزش
حکمت تاریخ با پروفسور جی. روفوس فیرز
- تاریخ به روز رسانی: 1404/06/21
- سطح دوره:
- تعداد درس:36
- مدت زمان :None
- حجم :15.28GB
- زبان:دوبله زبان فارسی
- دوره آموزشی:AI Academy